تبليغاتX
فریاد یک سکوت
شوخی طبیعت!!

یکی گفت ای بابا ! خوشی زده زیر دلت؟ همینه دیگه هرچی می خوای کم و زیاد مهیا هست، با خانواده ات مشکل خاصی نداری، سلامتی داری، چه مرگته اجبارت نکردن اونطوری که دوست نداری زندگی کنی، برو مشکلات مردم رو ببین!؟

ظاهر قضیه منطقیه نه؟؟ ،خیلیا می گن از بی مشکلی به این فکر افتادی. یا اینکه منحرفی!

بهشون حق می دم، هیچوقت براشون پیش نیومده آینه هم بهشون دروغ بگه، تو آینه هم دنبال خودشون بگردن و پیدا نکنن، صادق تر از آینه سراغ دارین؟؟؟

این روزا زندگی خیلی سخته، همه با کوهی از مشکلات و مصیبتها سر وکله می زنن حالا ما می خوایم این آدما درکمون کنن، نمی خوام بگم ماها خوبیم و شماها بد. می خوام بگم زود قضاوت نکنین: یه لحظه تامل.

این کسی که به نظرتون داره بی خود می ناله، کسی که از ترس تهمتهای مختلف همیشه از ذاتش فرار کرده، فیلم بازی کرده و حقی برای اثبات ذاتش نداره، کنار گود ننشسته.

باور کنین این آدم هم مشکلات مشابه شماها رو داره،

درک و احساس هم داره، زندگی سالم و آینده رو هم دوست داره

خدا رو هم می شناسه و بهش ایمان و امید داره

خوشی هم بهش اونقدر فشار نیاورده که حالا هوش از سرش رفته باشه، بخواد برای خودش یه مشکل دست و پا کنه. مساله ساده هست، راه حلش مشخص هست،

بد نیست با چشم بازتر نگاه کنیم.

من مخلوق خداوند هستم و به همون اندازه خداوند به من لطف داره، حکمت اینگونه آفریدن را هم تنها خودش می دونه، باری فرد بیمار هم درمانی قرار داده و من تنها به او توکل می کنم:

اگر با من نبودش هیچ میلی

چرا جام مرا بشکست لیلی؟
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

....
باز باید برم موهامو کوتاه کنم ، خیلی سخته تحمل محیطی مثل آرایشگاه تا وقتی نوبتت بشه: کناریت می گه وای چه بامزه ، تو که موهات کوتاهه، می خوای چیو کوتاه کنی؟
تیربعدی: ببین بیا موهای دستتو برات کچل کنم! این چیه ترو قرآن، هی می گی نه بدم میاد،
آخیش، بی خیال شد آخه دوستش اومده: وای چه تی شرت قشنگی؟!
کنجکاو می شی ، سرت رو بالا می گیری، تی شرت؟؟؟؟ این تی شرته یا مایو؟! زیبایی شناسی مردم داره زیر مجموعه حرف پست مدرنها می شه: LESS IS MORE )
- مامانم داره با یکی از آشناها که اومده حرف می زنه: (حتماً دیدین وقتی دارین از پدربزرگ فوت شدتون حرف می زنین بعضیها همچین سرک می کشن تو حرفتون و نظر می دن که: وسوسه می شین درباره نادانسته هاتون از اون خدا بیامرز ازش بپرسین، بلکه بدونه!)
مامان: بچگیاشم همینطوری بود..... وقتی می رفتیم مهمونی ،می ذاشتمش عقب رو صندلی خودش می بستمش، وسط راه که می رسیدیم می دیدم ، لباس مهمونیشو در آورده به جاش بلوز شلوار تو خونه پوشیده!!!!!
اون خانم فضوله ، با عشوه نگات می کنه و می گه نازی چه بامزه!
خودت رو به نفهمی می زنی، دوروبرت چه خبره: یکی داره از خواستگارش حرف می زنه، یکی از آشپزی به سبکهای مختلف، یکی از رژیم جدید، اون یکی مهندسی می کنه که چی کار کنید جوونتر بمونید، زیباتر بشید، کلاس بدنسازی، رقص عربی، اسپانیایی، آلمانی ،تولیمو ،تافل و...و...، گاهی هم به رخ کشیدن شوهراشون، دعوا کردن شوهراشون راستی آخر اینو نفهمیدم چرا زنا کیف می کنن که باهاشون دعوا کنی! خیلی باهاله ها،
-ببخشید خانم؟!
اه حالم به هم خورد : بفرمائید؟
-گوشیتون چیه؟
آخی مثل اینکه یه آدم متفاوت پیدا شد: شروع می کنی درباب گوشی حرف می زنی یه مقدار که می ری جلو میگه: ببخشید مگه جز نوکیا مارکای دیگه هم بلوتوث دارن؟ ای بابا مارو بگو
نوبتم می شه :
- همون مدل همیشگی ؟کی میشه من ببینم اومدی می گی می خوام ابروهامو بردارم..
- آه خدایا، گلاب به روتون ...... عجب حالی شدم.
تموم شد، هی بهت پیشنهاد میدن ابروهاتم...بند....طناب...رنگ....روغن، با اخم میای کنار
باز فضولا می گن: چه بامزه شد راه رفتنشم ... نگاه کردنشم.... اصلاً این اشتباهی دنیا اومده!
صلوات... ایندفعه هم گذشت
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

امروز اولین گام رو برای طی اولین مسیر از اولین خان!!!! برداشتم
( راه طولانی در پیش هست، اما باید پیمود، اونهم هرچه سریعتر  ) ، جواب جالبی نداشت، اما خوب زیاد هم بد نبود، حداقل شروع کردم به حرف زدن:

یه وقتا بود که خدا رو شکر می کردم،شکر برای اینکه در خانواده ای به دنیا اومدم که زیاد بهم گیر نمی دن چرا مثل پسرا رفتار می کنی؟ ، البته هراز چند گاهی تیری از ترکش صادر می شه اما جاش زود خوب می شه. اونا اصلاً من رو مجبور به کاری که دوست ندارم نمی کنن. همیشه می دیدم مادرم با حسرت به دخترای دیگه فامیل و آشنا نگاه می کنه اما به روی من نمی آورد تا ناراحت نشم. همچنین برعکس عرف جامعه تو خونه زیاد مرز بندی وظایف دختر چیه و پسر چیه رو نداریم و مامانم ذاتاً فرزند دختر رو به پسر ترجیح می ده.
انصافاً همیشه پشتم هستن و مدافع من، اینا خیلی خوبن نه؟؟!
اما امروز فهمیدم زیاد هم جالب نیستن،
با مادرم حرف زدم یعنی خواستم دیگه بزنم به سیم آخر....
از کجا شروع کنم؟؟
آها فهمیدم ، دیشب تو مهمونی یه نفر بهم گیر داد، دستش درد نکنه، آخ چه کیفی داشت وقتی گفت عین پسرا هستم و کسی منو بیرون ببینه باور نمی کنه دخترم، شروع کردم :
- مامان من خیلی اذیت میشم وقتی فلانی میگه موهات رو کوتاه نکن، یه کم تو رفتارت ظرافت رو چاشنی کن.
اذیت می شم چون اون که نمی دونه من از بچگی همینطوری بودم، شما که می دونین هرچی هم خودتون ناراحت می شدین، من بازم همین رفتار رو داشتم، این رفتار تو خون منه.
(آخ تو دلم غوغایی بود، فکر کردم الان باز ناراحت می شه، یا میگه تقصیر خودته یکم رفتارت رو عوض کن، بعد من هم می گم می خوام برم پیش دکتر و....)
اما می دونین چی گفت؟
گفت «بی خود ناراحت می شی تو که نباید به حرف مردم گوش بدی. اونطوری زندگی کن که راحتی، هر کی بهت از این حرفا زد بگو من اینطوریم و اینجوری راحتم، مثل شما که جور دیگه راحتین....»
ای بابا این که به بی راهه رفت، اومدم به بحث مسیر دلخواهم رو بدم گفتم می گم برم پیش یه دکتر، آنچنان عاقل اندر صفیح نگاهم کرد که خودم فهمیدم حالا زوده .... باز هم باید صبر کنم
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

- می دونیم هرچی سن بالاتر بره قدرت فریاد زدن بیشتره، اما برای تی اس ها برعکسه، عزیزان قدرت سکوت خود را تقویت کنید ( ما تو خونه به سکوت می گیم خفه شدن)
- باید اول نگاه کنی ببینی انواع ترفندهای پنهان شدن از نگاه دیگران چیه، استتار با انواع بهانه ها
- در دهن مردومو باید یه جوری ببندی، اگه می گن :
موهات چرا کوتاه بگو گرمائیم، خفه می شم موهام بلند شه و ...
چرا آرایش نمی کنی بگو من پوستم حساسه، به سلامتیم اهمیت می دم، حال ندارم و...
چرا کارهای مردونه می کنی بگو فمنیستم، خانمها هم می تونن هر کاری رو انجام بدن و ...
چرا رفتارت مردونه هست بگو کلاً زن قوی ای هستم و...
چرا ورزش خشن می کنی بگو خوب لازمه، برای سلامتی خوبه و ...
چرا رشته ات مردونه هست بگو زنها هم حق کار کردن دارن و ..
چرا دامن نمی پوشی بگو تیپ اسپرت دوست دارم ( خوب ورزشکارم هستی دیگه)
و ...
- مردم دار باشین یعنی همیشه خودتون رو زجر بدین تا بتونین دل همه رو بدست بیارین.
- کار بد نکنین، از بین جنسی که محکوم به تحملش هستین، معشوق پیدا نکنین.. اونقدر بده که نمی تونیم توصیف کنیم. از ما گفتن بود.
- از همون کودکی شما سرمایه تاتر و سینمای کشور هستین، باید به محض اینکه خودتون رو شناختین برین رو صحنه، تمرین کنین که فقط فیلم بازی کنین.فقط فیلم یادتون باشه حواستون جای دیگه پرت نشه.
- بابا مامان رو نگاه کنین، باید بهشون احترام بذارین نکنه بخواین تغییرجنسیت بدین ها!! از قتل اونها بدتره، عمرشون به باد میره، آبروشون میره از هر کلاهبرداری و جنایت کردنی بیشتر، برکت خونتون میره، جواب اونهمه زحمت و بزرگ کردنتون اینه؟؟؟
- این درمانا که دکترا می گن مال اینه که خودشون معروف بشن ، پول در بیارن، شماها رو ساده گیر آوردن، حرفشونو گوش ندینا، علم همیشه اشتباه می گه.
- نکنه مردم بفهمنا بعد می گن دیوونه هستی.
- آخ آخ این مهمه: ظرفیتت باید بالا باشه، اگه زبونم لال اونی که در نهایت اشتباه عاشقش شده ای، بهت خندید، فرداش اومد گفت برات می میره، پس فردا گفتی یه روز پشیمون میشی و جوابت یه نگاه عاشقانه و مردود کردن حرفت بود، اگه زبونم لال چند صباحی بازیچه روزگار شدی و دلت رو خونه دلی کردی... بدون تو دنیا همیشه تویی که تاریخ مصرف داری و
روزی می رسه که باید ظرفیت داشته باشی یکی دیگه صاحب خونه دلت بشه... جنبه داشته باش... عاقل باش اصلاَ بدون تو دنیا حقی نداری که بخوای بگیری... خوب حالا پشیمونه که چی ؟؟ برو بذار باد بیاد آدمای عاقل کیف کنن
ظرفیتتو بالا ببر نه حقی داری و نه دوست داشتنی هستی ، تفنن روزگاری نه رهروی روزگار

باید همه رو درک کنی، همه رو تو فردین به دنیا اومده ای: تو باید همه جا ازخودگذشتگی کنی.ایم یادت باشه ها

بقیشم بعداً می گیم بذارین ببینیم خوشمون میاد شما ها رو چطوری برقصونیم
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

می دونی چیه؟ ما اصلاً ازرفتارت خوشمون نمیاد، مگه پسری که اینقدر ادای پسرا رو در میاری...............حالمون بد شد
اصلاً خوشمون نمیاد اینقدر لباسای پسرونه بپوشی، فلان لباس خیلی شیکه واقعاً دهاتی هستی که نمی پسندی
دور و برت رو نگاه کن ببین بقیه دخترا چطورین، مگه اونا آدم نیستن، ازشون یاد بگیر
بابا جان یک کلام ادای دخترا رو دربیار تا عادت کنی....تمرین کن برخلاف میلت و ذاتت فیلم بازی کنی
.... تا شبیه آدما بشی و همه خوششون بیاد....آرایش کن موهاتو بلند کن ، حالا یکم ناز کن ...
ای بابا اینقدر ادا درآوردی که نمی تونی ظرافت داشته باشی خیلی خنگی منو نگاه کن ....اینجوری بخند اونجوری نگاه کن یکم ناز کن..نه خیر باید تمرین کنی

و استغفرالله
خدای نکرده خدای نکرده از هیچ دختری خوشت نیادا....رویاهای آینده ات رو با هیچ دختری نسازیا...این خیلی بده، مستحق اعدام می شی ها ...کلی درباره ات بد فکر می کنن، میگن مریض و گناهکار وکثیفو... هستی بدتر از یه حیوون، می گن فاسدی
.... فکر نکن حقی داری ، به حرف دلت گوش نده که آدم عاقل به حرف دلش گوش نمیده مگه اراده نداری؟

حالا خودمون چی هستیم، گوشاشو بگیرین اینا رو یه وقت نشنوه!!
هر لباسی دلمون می گه می پوشیم آخه خیلی خودمون رو قبول داریم، حق انتخاب داریم
هر وقت دلمون خواست هر کاری رو می کنیم
دلم می خواد دزدی کنم...خدا عقل داده هوش داده زرنگ باشی....
دلم می خواد حال طرف رو بگیرم... آخه اصلاً ازش خوشم نمی یاد
دلم می خواد همه زل بزنن به من ... آخ چقدر خودمو دوست دارم ، خیلی خوبما
رفتارم بده؟اخلاقم بده؟ همینه که هست...خدا هرکسی رو یه جور آفریده منم اینطوریم
دلم می خواد فلانی رو بذارم سر کار ....نمی دونین عجب کیفی داره
دلم می خواد با دورغ از خودم یه شاهزاده سوار بر اسب سفید بسازم.... حالا که نمی فهمه
بعد از عقد و عروسی هم حله، بذار خرم از پل بگذره
.
.
.
هرچی هستم ،هرایرادی دارم، هر گناهی کرده ام ....همگی چیزی نگین ها فلان دختر خیلی خوبه دلم رو برده
هر جور شده می گیرمش...حقم هست دیگه، آخه خیلی دلم می خوادش، سنم هم اقتضا می کنه وگرنه خودمو نمی تونم نگه دارم و دینم از دست میره ها..

... آدم با ید حقشو بگیره به هر قیمتی تلاش کنه به هرچی دلش می خواد برسه
ببخشید مثل اینکه درباره عقل حرف نزدم نه؟... مهم نیست همون:
هرچی خوشم میاد و دلم میگه اصله عقل راه رسیدن به خواسته دل هست
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

من به انتظار آمدنش نشستم.

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم.

وقتی او تمام کرد

من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

من آغاز شدم.

و چه سخت است

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن !

(دکتر علی شریعتی)
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

پروردگارا!

به من آرامش ده
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

بینش ده
تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده
تا متوقّع نباشم که دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.


(جبران خلیل جبران)
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

دلم نمی خواد وبلاگم ماتم کده باشه، اما از طرفی باید اونایی که نمی دونن باخبر بشن، حدود ده سال قبل بود: اون روز هم دلم گرفته بود...از خلقت عجیبم...شب قبل بحث عصر ظهور حضرت مهدی (عج) رو داشتیم، سعی می کردم اونچه رو نمی دونم یاد بگیرم ومثل همیشه سراپا گوش بودم:

یه جمله، آره یه جمله بود که دنیا رو توی سرم خراب کرد: « از نشانه های زمان ظهور زنانی هستند که با شمایل مردانه ظاهر می شوند » حس کردم همه درگیر نگاهشون هستن، تا روشون به سمت من برنگرده! این بار خودم هم متنفرتر از همیشه به وجودم فکر کردم.

با خودم کلنجار می رفتم که این حرفها شامل حال من نمی شه، خلاصه بزن بزنی داشتم که دوستی کنارم نشست، بالاخره بهش گفتم با خودم کارزاری دارم که بیا و ببین! می خوام برم جایی که هیچ کس ندونه جنسیتم چیه! و شاید دکتری باشه که کمکم کنه.

- « فقط از خداوند بخواه، این کفران نعمت سلامت هست!! تو که نمی خوای ناسپاس باشی! » همون مودبانه خفه شو بچه این فکرا شیطانی هستن، بود.



...... و یه روز سیاه دیگه حکم کرد راهی نیست مگر آنکه معجزه شامل حالت بشه، اما ای کاش اونقدر بدونیم که اگر نمی دونیم باید بریم دنبال دونستن ( من نسبتی با آقای حسینی مجری برنامه سیمرغ ندارما) و با هر حکمی تسلیم نشیم......
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

آنچه از دیدگاه علمی اثبات شده است:

از زمانی که نطفه جنین بسته می شود، جنسیت انسان نعیین شده و تا پایان عمر او باقی می ماند، اما اتفاقی که برای بیماران ترنس سکشوال می افتد مربوط به سومین یا چهارمین ماه بارداری مادر، یعنی زمان شکل گیری مغز است، در این زمان تغییراتی در هیپوتالاموس مغز پیش می آید که باعث می شود فرد آگاهی درونی که از جنسیت خود دارد با آنچه از لحاظ فیزیکی مشهود است، تفاوت داشته باشد.

در نتیجه در 4-3 سالگی ، زمانیکه می خواهد درک کند چه جنسیتی دارد به سمت جنس مخالف گرایش پیدا می کند و اگر مداوا نشود نیز این حس تا پایان عمر با او باقی خواهد ماند.
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  | 

سالها قبل شاید حدود ۲۳-۲۲سال قبل بود که دیدم وقتی می گم من پسرم نه دختر. وقتی لباسایی که مامانم خوشش میاد و نمی پوشم.متوجه شدم همه عصبانی میشن. یا در نهایت اگه بخوان تحویل بگیرن می خندن و میگن بچه هست نمی فهمه چی میگه.

کم کم دیدم هرچی داد میزنم بدتر خودم رو سبک کرده ام. ساکت شدم.توی همه این سالها فکر می کردم توی دنیا خدا من یکی رو اینجوری آفریده .منتظر موندم تا روزی از بچگی در بیام و عقلم برسه! اما بازم فایده نداشت.... حالا به خیلی چیزا عادت کرده ام اما هنوزم پسرم!

دیگه فریاد نمی زدم تا اینکه به تازگی فهمیدم خداوند مخلوقات دیگه ای هم مثل من داره. اینم فهمیدم که با فرهنگ چندین هزارسالمون عرف تعریف مقبولی برای ما نداره. شریعت. علم و قانون کشورمون حکم می کنن که ما هم به عنوان مخلوقات خداوند.به عنوان یک انسان حقی داریم.

ما میتونیم در سن قانونی و مناسب برای داشتن یک زندگی سالم. مثل همه اونایی که عجیب غریب نگاهمون می کنن تلاش کنیم. راه حل شرعی و قانونی و علمی اینه : تغییرجنسیت

یعنی: همه اونایی که سکوت کردن و هر روز بیشتر از روز قبل از ترس نگاه عجیب دیگران منزوی تر و افسرده میشن. امیدوارانه فریاد بزنن وجود دارن.این وبلاگ رو نوشتم تا دوستانم و اونایی که چشماشون رو به حکم عرف می بندن و .... با تی اس ها آشنا بشن.تا در آینده هیچ فریادی خاموش نشه.

دلم می خواد بچه های تی اس آینده خودشون رو بشناسن . پدر و مادر و خانواده ای داشته باشن که با یه دنیا فکر و خیال ناجور دربارشون فکر نکنن.و اونها رو در راه رسیدن به زندگی عادی کمک کنن.
نوشته شده توسط آرمان در ساعت  | لینک  |