هیچی

دیروز باز رفتم از شر بلند شدن موهام خلاص بشم-اینجور وقتا مینویسن:رج ک به - آره، یکی از آرایشگرا از دور پرید اومد طرفم و گفت: وای وای وای این ابروها چیه؟ بعد بپر بیا اینا رو برات درست کنم!

همین یک جمله، یه دفعه صحرای محشری درست کرد، همه ریختن سر من که اینجوری خیلی ناجوره ها(خبر نداری ناجور همه ظاهرمه از سر تا پا)...مگه دانشگاه نمی ری؟(طفلکیا باورشون نمی شه دانشگاهم تموم شده، بگم سر کار می رم که پس میوفتی!)....مگه مهمونی نمی ری(ای بابا، من از فضا اومدم کسی دعوتم کنه هم دیگه همه می دونن من نمی رم)....پسرا ازت فرار می کننا(اینو هستم، اگه بدونی چی هستم خودتم فرار می کنی، پس رعایت می کنم و لبخند می زنم، بهتر! وای می خوای شکل پسرا باشی؟ الان پسرا هم آرایش می کنن( اخه آدم چی بگه ها!)

دیگه داشتم قاطی می کردم که مامان صداش دراومد: خوب راست می گن ...جون مامان بذار یکم مرتبش کنن..نترس ......اما زیر بار رحفشون نرفتم.گفتم بدم میاد..نمی خوام، مامان تنها بین سه چهار نفرشون گیر کرده بود: این از بچگی همینطوری بوده، خوشش نمی یاد، و من قبل از ابراز فضل دیگران صحنه جنگ رو رها کردم...ولی حس کردم این بار پیروز شدم آخه توی راه مامان گفت یعنی واقعا اینقدر بدت میاد؟؟؟

مولود کعبه

میلاد حضرت علی (ع) را به همه دوستانم تبریک می گم....به همه مخصوصا اونها که هیچ کس روز پدر رو بهشون تبریک نمی گه!

نمی تونم

خواستم بگم من نمی تونم اونی باشم که انتظار میره...یعنی نمی تونم چون نیستم...نیستم چون! اینجا گیر کردم کلمه کم آوردم نمیشه گفت چون بدم میاد، آخه بالاتر از اونه. نتونستنه نه دوست نداشتن، اصلاً بالاتر از ایناست، بعضی وقتا آدم هیچ واژه ای رو برای بیان دقیق درونش پیدا نمی کنه.

خوبه که همه چیز میگذره، خوبه که غم هم مثل شادیها گذراست...شکر

.....

همیشه یکی از خصوصیات بنده این بوده: در سختیها و مشکلات تا اونجا که در توان داشته ام نه به مامان ونه به بابا هیچی نمی گفتم!!
این شد که همه گفتن عجب انسان خشنیه! عجب آدم توداریه! عجب فرزند خوب و محکمیه!
شرمنده همشون، لعنت به این عادت و این رفتار...آخه وقتی نتونی دردت رو با اونا درمیون بذاری......بگذریم:
ترنسها ام تو اف که باشن یه مسئله هست و اف تو ام هم یه نوع دیگه...البته شکر خدا همه حالمون خوبه ها!....ام تو اف ها خیلی سختی می کشن، آخه همش همه بهشون گیر میدن: چون در فرهنگ ما مرد باید اینجوری باشه و اونجوری....حتی اگه 3-2 سالتم باشه فرق نداره ( بعضیا) حالیشون نیست: مرد که گریه نمی کنه...مرد که چپ نمی ره راست نمی ره...اگه داد بزنی و همه رو کتک بزنی هم بعضیا می گن: قربونش برم مرد شده واسه خودش...تو این گیر و دار ترنس که باشی فاتحه!!!
آخه مرد که !...توی جامعه هم به دلیل کمبود مشکلات خاص کافیه یه ام تو اف در دیدگان کشف بشه! اونوقته که صاحب بعضی از همین دیدگان پاک!جلوی آینه که برن یه گرگ درنده رو می بینن که هیچی حالیش نیست جز....بماند فکرای بد هم نکنین چون فرهنگ ما داره سه هزار ساله میشه و همه ما آخر فرهنگ و ایمانیم و این تهمتها به ما نمی چسبه.....خلاصه آماج حملات مختلف نثار ترنس بی گناه میشه و آخر سر هم اونه که منحرف معرفی میشه.....و خانواده به فکر حل این مسئله می افتن حل هم نکنن حداقل می دونن نا هماهنگی وجود داره.
و اما اف تو ام ها
در خانوده ها برعکس اون دسته، این دسته اکثراً خیلی فرزندان خلفی به حساب میان، چرا؟
از اونجا که دختربچه ها در فرهنگ ما مامان رو باید زیاد صدا بزنن و هی از همبازیهاشون گله کنن و هی قهر کنن و ناز کنن، این ترنسا همبازیهای خوبی هستن و تکلیف گلیمشون رو خودشون تعیین می کنن.
بعدها هم که هی سرشون به درس و مشقه و گیر به وسایل همکلاسیاشون نمی دن.
تازه همیشه هم بلوز شلوار راحتی تو خونه رو به لباسای آنچنانی و گرون قیمت دخترونه ترجیح می دن: عجب مناعت طبعی دارن.
بزرگتر که شدن ساکت میشن دیگه شیطنت های کودکی رو ندارن!!!به دلایلی.....و همون زمان که دوستاشون گوشی تلفن رو با معرفت تمام تنها نمی ذارن اینا زیاد کار به کار تلفن ندارن....وقتی بقیه دغدغه تبدیل اسم دوستاشون رو از محسن و حسن به محسنه و حسنه دارن اینا انگار نه انگار که معنی واژه دوست پسر رو می دونن!!!!.....تازه وقتی دوستاشون مورد خشم وغضب قرار می گیرن همه اینا رو مثال می زنن:فلانی رو ببین چه دختر! خوبیه نه یذره آرایش می کنه و نه پیرایش..ساده، محجوب....بدون ناز و ادا
اصلا وقتی تو خیابون راه می ره کسی جرات نداره چپ نگاهش کنه و گرنه شخصا حال طرف رو می گیره
خلاصه ترنسای این دسته اکثرا در فرهنگ ما محبوب خانواده هستن البته یه وقتا یه کارایی هم می کنن که...اما خوب در کل همه ازشون راضین چون کم دردسر و خشن هستن و این صفات حسنه ای هست.
اینم درگوشی بگم:  ترنسها توی هم سن و سالاشون کلی هم طرفدار دارن، آخه... بماند خودتون می دونین که
.
.
.
چی شد؟ در مقایسه با دسته قبلی خیلی وضعشون خوبه نه؟یه وقتا هم بهشون خوش می گذره...اما آخرش که چی؟ خانواده های دسته قبل خودشون به فکر فرزندشون می افتن اما خانواده های این دسته اصلا به روی مبارک نمیارن که فرزندشون عذاب می کشه ،تا جاییکه وقتی ترنس خودش می فهمه که ترنسه (اگه تا قبل از مرگش چنین سعادتی نصیبش بشه) هرچی هم در و دیوار رو پایین بیاره هی می گن مشکلی نداری... خیلی هم خوبی...خیلی هم عادی هستی فقط یکم موهات رو بلند کن لباسات رو عوض کن آرایش کن اونوقت همه چی حله!!!!
حالا من باید چی بگم؟
از کجا شروع کنم؟