حدود ده سال پیش دوستی برامون خاطره ای تعریف کرد: دیروز یکی از بچه های مدرسه قبلیم تلفن زد...اول نشناختمش چون صداش عوض شده بود و ..... سوژه مورد نظر گفته بوده که یه روز قشنگ از خواب بیدار شده و دیده که بدنش تغییر کرده!!!!!!!! و هرچه نشان از فیزیک مذکر هست خیلی اتفاقی و در عرض چند روز مهمون همیشگی جسم ایشون شده!!!!!!! و علائم شناسنامه ای طوری رفتن که اون دنیا هم زیارت نشن، بعد هم اینکه خبر از دو سه تا عمل جراحی داده بود.
حالا به اینش کاری ندارم که: راوی داستان چقدر از تفاوتهای اخلاقی اون ترنس با بقیه دخترها حرف زد و از اینکه مامانش گفته دیگه حق نداری با این آدم حرف بزنی و جواب تلفنش رو بدی. می خوام از حس خودم بگم: اول کلی از حسادت نیاسودم ،اونقدر که همین دوستم هم فهمید و گفت اگه تو اینجوری بشی من دلم میسوزه چون جراحی کلی دردسر داره و .....کلی از خدا شاکی شدم که اگه بعد از 18-17 سال برای کسی اینطوری معجزه می کنی چرا به حرف من گوش ندادی! این جریان گذشت تا پارسال که فهمیدم ترنس یعنی چی.بعد تازه عقلم به کار افتاد که اون طرف ترنس بوده...وگرنه با یه معجزه که این اتفاقها نمی افته، اصلاً گیریم که بیافته خوب دو سه تا عمل جراحی این وسط چه کاره بودن؟ صدایی که کمی تغییر کرده و بعداً قراره بهتر بشه چی؟حسابی دلم گرفت و فکر کردم اگه اون آدم حقیقت رو گفته بود شاید امروز من هم یه زندگی عادی و طبیعی داشتم و حداقل اینکه این همه سال به جای انتظار کشیدن برای یه معجزه و حسودی و ... کلی وضعیتم فرق داشت: عجب نامردی بودا!
اما حالا می بینم کاملاً حق داشت، اصلاً بهتره آدم همینطوری بیان کنه....به هزار و یک دلیل:
خصوصیت ما آدمها اینه که در برابر آنچه که به مذاقمون خوش نمیاد ملاصدرا میشیم.منطق و فلسفه میرن رو ویبره که این بابا از کجا پیداش شد؟ اگه یه ترنس رو بعد از تغییرجنسیت توی خیابون ببینیم هیچوقت ازش وحشت نمی کنیم یا نمی گردیم ببینیم قدش بلنده، کوتاه، دندوناش چند تاهستن و هزار جور دلیل من درآوردی که بعد از این استنتاج نتیجه بگیریم : وای چه وحشتناک این مرد یا زن، واقعی نیست.
اگه با یه نفر تازه آشنا بشیم و به نظرمون با شخصیت و دارای فضائل اخلاقی متعدد باشه، برای قبول این مطلب و باور اون آدم، عمراً نمی ریم ازش آزمایش خون و کروموزم وهورمون و ام آر آی بگیرم....اما اگه بفهمیم طرف ترنس بوده ، مسئله کلی فرق داره و حتی یه عطسه زدن هم ممکنه دلیل محکمی باشه برای اینکه این آدم مصنوعیه و اونی که میبینیم رو باور نمی کنیم !در صورتیکه همین آدم رو اگه قبل از جراحی می دیدیم این چشم بود که عقل رو کنار می زد....قاطی پاطی شد نه؟
این چیزاست که ترنسها منزوی میشن، این چیزاست که بعضی از اف تو ام ها،هرقدر هم خانواده با فرهنگی داشته باشن لحن حرف زدن و راه رفتن و اخلاقشون مثل بزهکارهای خلاف کوچه خیابون میشه یا بعضی ام تو اف ها رفتار و آرایش و ناز و اداشون و ... افراطی میشه،همینه که بعد از کلی دردسر و تحمل هزینه و درد و مشکلات خانواده بازهم زندگی روی خوشی نشون نمیده.....چون ما دوست نداریم باور کنیم.
- روراست بگیم چه تعریفی از خصوصیات یه زن واقعی یا مرد واقعی می تونیم ارائه بدیم؟؟
- اگه ازمون بپرسن به جز تفاوت جسمی چرا فکر میکنی مرد هستی یا زن، چه جوابی میدیم؟؟؟
- اگه یه عزیزی مشکل روحی یا جسمی داشته باشه برخوردمون چیه؟علم و تجربه های علمی رو قبول داریم؟؟؟؟
- اگه پدر و مادر یا اطرافیان یه ترنس هستیم اون رو چقدر مرد یا زن کامل می بینیم؟رفتارها و خصوصیات اون رو چقدر می تونیم باور کنیم؟
- اگه یه ترنس به شما علاقمند باشه چقدر می تونید خصوصیات ذاتی اون رو باور داشته باشید؟
- وقتی به یه مرد بگیم: توی عروسیت می خوای با این موهای کوتاه چکار کنی؟میخوای چطوری با کفش پاشنه بلند راه بری؟ می خوای لباس عروست چطوری باشه؟ چه حالی بهش دست میده/. یا حالت برعکسش- یا وقتی یه مرد رو توی جسم زنونه برای چند روز زندانی کنن، راحت میشه درک کرد که چقدر عذاب میکشه، نه؟
کاری به بافت و سلولها و وراثت و کلی اسم دیگه که شاید ندونیم نقششون توی بدن دقیقا چیه نداریم به احساس اون آدم کار داریم.
اما اینها رو درباره یه ترنس چقدر می تونیم باور داشته باشیم؟؟؟؟ چقدر به ناقص بودن علمتون آگاه هستید؟چقدر به قادر بودن پروردگارتون ایمان دارید؟؟؟؟
- میشه به روانشناس دروغ گفت.میشه یه عمر ادا اطوار درآورد.میشه همجنسگرا بود و رو نکرد.میشه همه عالم رو گول زد.حتی میشه اونقدر روح بیمار باشه که حاضر بشه به جسمش لطمه بزنه.اما مسلماً نمی تونیم باور کنیم:
یه ترنس توی تنهایی خودش راحت تره چون با ذاتش زندگی میکنه...به هرکس دروغ بگه به خودش دروغ نمیگه...توی تنهایی هم با جسمش غریبه هست....هیچوقت حس لذت بردن از اونچه که در جسمش وجود داره رو تجربه نکرده بلکه عذاب میکشه...یه ترنس توی بهترین سالهای زندگی باید بدترین تجربه ها رو به تنهایی بگذرونه. توی چندین سال عمرش اونقدر با خودش مبارزه کرده که حالا دیگه خسته شده.خواسته طبیعی باشه، خواسته اونچه که جسمش فرمان میده باشه، خواسته آینده رو اونطوری بسازه که امکانش رو داره و خوشایند اطرافیانش هست....اما نشده یه عمره که خواسته اما نتونسته ذاتش رو سرکوب کنه....توی هر صد هزار نفر یه نفرن، اما توی دنیا تا حالا چند تا از این یک صد هزارم متولد شدن و از دنیا رفتن...همه اونها مخلوق پروردگارن، همه مثل هم هستن اما متفاوت با دنیای آدمهای معمولی...شاید لیاقت نعمت دیدن رو نداریم چون عقلمون به چشممون هست اگر روح رو نبینیم انکارش می کنیم.
دلم میخواد تایید نشم...دلم می خواد اونا که تکذیب می کنن با منطق جوابمو بدن...و اگر نمی تونن سعی کنن دیدگاهشون رو عوض کنن...ترنسی که تغییر کرده مصنوعی نیست، چند درصد از خانمها یا آقایون مشکل جسمی دارن؟ چند درصد مشکل هورمونی دارن و مجبورن دارو استفاده کنن؟ چند درصد مشکل کروموزمی دارن و هیچوقت نمی فهمن؟ می تونید حقیقت وجود اونها رو هم انکار کنید؟؟ یا در رفتارشون مورد عجیبی می بینید؟
با خانمهای بدنسازی که یه عمره هورمون مصرف میکنن چقدر آشنا هستین؟ بد نیست اونها رو با یه ترنس اف تو ام مقایسه کنید – همیشه سعی کردم یک طرفه به قاضی نرم ، اما اجازه بدید اینجا از خودمون دفاع کنم، یه روی دیگه از سکه رو که دلتون نمی خواد ببینیدش توصیف کنم:
این مهمه که اول بدونید مرد واقعی و زن واقعی چه خصوصیات ذاتی (نه جسمی دارن)، مهمه که بدونید از یه ترنس اندازه موهای سرش درباره ذاتش و احساسش سوال میکنن (از اطرافیان گرفته تا پزشکان مربوط) ازش کلی تست روانشناختی می گیرن، کلی بهش میگن تغییرجنسیت خطرناکه و ........بعد از همه این حرفا و مراحل تغیر جنسیت میده...باورتون نمیشه اما این انسان به حکم آنچه که هست دست به چنین عملی می زنه، حکمی که علم و شرع و تجربه و ذاتش و آینده ای که می خواد بسازه و داشتن زندگی سالم ، تن به چنین کاری می ده، همه اینها رو تکذیب می کنید؟؟ راحت باشید:
این آدم مثل همه آدمها بدی داره خوبی داره....مشکلاتی داره: این که اطرافیانش چقدر باورش دارن- داروهایی که باید همه عمر استفاده کنه- رازی که بهتره برملا نشه- خاطراتی که بهتره فراموش بشن- آزمایشهایی که باید هر چند وقت یکبار انجام بشن- و زندگی ای که در سایه ترنس بودن باید ساخته بشه و بچه مچه هم در کار نیست!....
ترسناک بود؟ نه از دندونای دراکولا خبریه- نه از قاتل و خوناشام- نه دیوونه ای که نتونه با عقل تصمیم بگیره- نه فیلی که پرواز کنه و احتمال داشته باشه بیافته روی سرمون!
توی زندگی چند تا ادم سراغ دارین که به خاطر بیماری یا کمبود ویتامین، هورمون و ...تحت نظر پزشکن؟ جندتا دوست دارین که هرچند وقت یه بار به خاطر اطمینان از سلامتشون آزمایش می دن؟...چند نفر ازدواج کردن و بعد فهمیدن که بچه دار نمیشن؟ ...چندتاشون به خاطر فرهنگ غنی ما عذاب میکشن: مثلا ازدواج نکردن، طلاق گرفتن، معلولیتی دارن و ...چند نفر رو میشناسین که همسرشون ناتو از آب دراومده؟ چندتا معتاد، چندتا دروغگو، چندتا آدمی که هیچ حقی به طرف مقابل نمیدن و درکش نمی کنن، چند نفر که بیماری سختی دارن و......اینا رو مشکلات طبیعی زندگی آدمها می دونید و می پذیرید.
پس از ترنسی که جسمش عذابش میداده و حالا با کلی زحمت این مشکل رو تا حد زیادی برطرف کرده چرا می ترسین؟ چرا توی زندگیش دنبال یه نشانه می گردین که انکارش کنید- کسی رو که اونقدر زیرذره بین میره تا خانواده ،دین ،قانون،علم (مهمتر از همه خودش) تایید کنن که صلاح در چیه– کسی که اگه به شما هیچوقت واقعیت زندگیش رو نگه، به راحتی می پذیرین: مرد یا زن واقعی هست.و شاید با درکی بالاتر، شاکرتر، سختکوش تر، صبورتر، باتحمل تر و ...و...