- من خانم هستم، نه آقا.....آقای دکتر دلارام نه داراب

یه دفعه مثل بمب تماشاچیا از خنده منفجر شدن، خوب بابا چه خبرتونه!؟ مشکل داره دیگه،

-الهی دچار مشکل من بشی گریه ات بگیره!

تو دلم گفتم الهی همه اونا که مشکلات دیگران براشون مثل فیلم کمدی هست، یک لحظه دچار اون مشکل بشن، خنده رو لبشون بخشکه، و از ته دل گریه کنن!!!! شاید فقط یک ساعت کافی باشه، الهی آمین

 

نمی دونم فیلم اتش بس رو دیدید یا نه، توی این فیلم خانم میلانی در کنار مبحث اصلی جسورانه گریزی هم به تغییرجنسیت و ناهمگون بودن تی اس ها زده اند....

دختری که در خانواده سالها مانند یه پسر تربیت شده، و حتی در کودکی به اسم فرهاد صداش می زدن، و پسری که تی اس هست اما با وجود داشتن مجوز قانونی و پول کافی،با مخالفت خانواده روبرو است!!!!

اون دختر بعد از بلوغ دختری مستقل، با جسارت و البته با خصوصیات روحی یک دختر امروزی وارد جامعه شده و حالا ازدواج کرده، اما اون پسر حتی با اسم خودش هم بیگانه هست!!! و هنوز به دنبال یافتن هویت واقعی خودش چه برسه به شیطنت و عشق و عاشقی!....این یکی کودک درونش، با شیطنتهای کودکانه زندگیشو به هم ریخته و اون یکی هنوز کودک درونش فرصت خودنمایی پیدا نکرده انگار از اول وجود نداشته!!! افسرده و گریان حسرت لباس و مدل موی مورد علاقه اش رو می خوره.

با اینکه همه خندیدن و براشون مسخره بود، من خوشحال شدم چون جای همین صحنه های خنده آور  هم توی مطبوعات و رسانه های گروهی ما خالیه و اگه خیلیا نمی دونن یا برخورد بدی دارن،شاید واقعاً تقصیری ندارن. 

 نمی دونم نظر شما چیه؟!