-تو این مدت به پیشنهاد دلسوزانه یه نفر کتاب (در اغوش نور ) رو خوندم (فعالیت فرهنگی)

- تو این مدت با یه متخصص کل کل کردم!(فعالیت هنری)

- تو این مدت همه چیز داشت کم کم رو به راه می شد که یه اتفاق بد همه زندگی رو مختل کرد!(زورآزمایی با طبیعت)

- تو این مدت از بیشتر دوستام خبرای خوب شنیدم و خوشحال شدم.یکیشون رو از نزدیک دیدم-دوتاشون رو بالاخره ندیدم و رفتن-.(اینم که فعالیت نبود!)

- درضمن سال جدید هم اومد و بنده تبریک نگفتم. (فعالیت بی ادبی!)

و زمان آنچنان گذشت که باورم نمی شه!

---مثل همیشه توی گوشم فریاد میزنم: روزگار منتظر من نمی مونه! امیدوارم هرچه زودتر فردای فرار از رخوت فرا برسه!!

و در آخر امیدورام امسال هرچند شروع خوبی نداشت.بهتر از گذشته پیش بره